بایگانی ماهیانه: ۲۷تیر۱۳۹۱

1.وقتی بوی گل های رنگ و وارنگ را می شود در یک قوطی فلزی خوش رنگ لعاب پیدا کرد
وقتی پول می دهی و آغوشی گرم و نرم و دوستانه می خری
حالا دیگر چه فرق می کند
از حس خوب شب بوها  بگویم و عطرشان
یا لذت هم آغوشی های از سر دوست داشتن…

وقتی برای چگونه دوست داشتن و دوست داشته شدن
باید  مجله های زرد  را ورق بزنی
وقتی سرنوشت تو ته یک فنجان قهوه جا خوش کرده
دیگر چه فرق می کند از دوست داشتنت بگویم
مرد متولد ماه مهر گزینه اول می شود
و شهریور هم با ارفاق دوم
مرد آذر، مرد زندگی تو نیست!

.
.
2.من پر از حرف های نگفته ام
حرف هایی از جنس سکوت
حرف هایی برای هیچکس
به باد سپرده ام
حرف های نگفته ام را

حالا حتی باد هم بی تابی می کند نبودنت را
نمیبینی سرگردان کوه و بیابان شده؟
.

.
3. یاد گرفته ایم
زیستن میان خاک و خاکستر را
لولیدن در بلوای شب
و خندیدن از فرط ناراحتی
یاد گرفته ایم جواب “چطوری؟”
“خوبم” است
با یک لبخند ملیح گوشه لبمان
حتی وقتی دنیایی غم در دلمان نهفته
یاد گرفته ایم آنگونه باشیم که میخواهند
حالا خودمان هرچه خواستیم به درک!
یاد گرفته ایم..
آری ما اینگونه مردمی هستیم
اینگونه یاد گرفته ایم…

.

..
.
4. حرف های نگفته را، همان بهتر که نگفته بگذاری
خاکستر را که کنار بزنی
گاه
آتشی می شود
که می سوزاند و خاموش نمی شود

.

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

 

+موسیقی زمینه این پست از موسیقی متن فیلم اعتراض ساخته مجید انتظامی انتخاب شده است، متاسفانه جست و جوی من برای پیدا کردن نام آهنگ به نتیجه ای نرسید و تنها می توانم به گفتن تراک شماره 6 بسنده کنم!

++عکس انتخابی این پست “گریه” اثر “Hayley Newman “می باشد.

 

اول كسي كه در عالم شعر گفت«آدم» بود و سبب آن بود كه هابيل مظلوم را قابيل مشئوم بكشت و آدم را داغ غربت و ندامت تازه شد. در مذمت دنيا و مرثيه فرزند شعر گفت!

امير دولتشاه سمرقندي