بایگانی ماهیانه: ۱۳اسفند۱۳۸۸

صبح که می شود
تصور کنید مردی را
با زیر پیراهن و پیژامه
با چشمانی خواب آلوده
صدای شیر آب
تیغ
کف
اصلاح صورت
سکوتی که با آینه آغاز می شود
با شستن صورت ادامه می یابد
و همچنان صدای شیر آب

صبح که می شود

تصور کنید مردی را
اصلاح کرده
صدای موزیک که در هوا پخش شده
آخرین دکمه پیراهنش را می بندد
گره کرواتش را محکم می کند
پالتو
کلاه شاپو
توقف زمان در آینه
و همچنان صدای موزیک

صبح که می شود
تصور کنید مردی را
با پالتو و کلاه شاپو
ماشینی که استارت می خورد
تنظیم کردن آینه ی ماشین
توقف زمان
صدای ماشینی که در هیاهوی خیابان گم می شود

صبح که می شود
تصور کنید اعماق درّه ای را
پوشیده از شقایق های وحشی
نهان در مه
ماشینی واژگون
قطرات خون بر روی شیشه
چرخ ماشینی که کم کم از حرکت باز می ایستد
و زمانی را که هیچگاه متوقف نمی شود

 

 

—————————————————-

+آهنگ زمینه این پست:    (Alfie Boe & Natasha Marsh – Brindisi (Verdi

++خیلی وقته میخوام یه دستی به  سر و روی قسمت موسیقی برای وبلاگ نویس ها بکشم، هم ظاهر خود بخش و هم تنوع آهنگ ها و دسته بندیشون،دنبال ایده می گردم، نظرت چیه؟

اول كسي كه در عالم شعر گفت«آدم» بود و سبب آن بود كه هابيل مظلوم را قابيل مشئوم بكشت و آدم را داغ غربت و ندامت تازه شد. در مذمت دنيا و مرثيه فرزند شعر گفت!

امير دولتشاه سمرقندي