بایگانی ماهیانه: ۲۷مهر۱۳۸۷

ساعت صفر و صفر دقیقه و صفر ثانیه!
کسی نیست و گر هست گوش شنیدنش نیست
این آسمان تا خود صبح هم که ببارد
مرهم درد های تو نخواهد شد

ساعت صفر و صفر دقیقه و چند ثانیه!
آدمهای بی ربط حرف های با ربط می زنند
این معادله دو طرفه نیست
بسا که ربط دارند و بی ربط می گویند

ساعت صفر و صفر دقیقه و چند ثانیه بعد!
روزگار می چرخد و می چرخد
و همیشه مایوس و سرافکنده به جای اولش باز می گردد
درست همانند عقربه ای که هرچه از صفر فرار می کند باز هم  رهایی نمی یابد
درست مثل من و تو

ساعت صفر و صفر دقیقه و چند ثانیه بعد تر!
از اینجا تا آخر دنیا فاصله فقط به اندازه یک ایستگاه و چند ثانیه است
نمیدانم امروزاین قطار روی ایستگاه صفر توقفی دارد یا نه
ولی یک روز برای ابد روی صفر خواهد ایستاد
همچو بخت من که صفرش هیچ گاه یک نشد

ساعت صفر و صفر دقیقه و. . . نه!
صفر و یک دقیقه!

.

.

.

 

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –
+ : پیش تر  این مطلب رو در جواب نوشته ی  دوستی نوشته بودم .

اول كسي كه در عالم شعر گفت«آدم» بود و سبب آن بود كه هابيل مظلوم را قابيل مشئوم بكشت و آدم را داغ غربت و ندامت تازه شد. در مذمت دنيا و مرثيه فرزند شعر گفت!

امير دولتشاه سمرقندي