تبليغاتX
كمي قهوه كمي دود
 

يك سيب!

 

 

من و تو دو نيمه ي يك سيب هستيم

         سيبي كه درست از وسط به دو نيم شده باشد

 

  اما...

 

                  يك نيم سالم و ديگري كرم زده...!

 

+ نوشته شده  توسط ميثم کریمی نیا در  سه شنبه 18 اردیبهشت1386  | 

 

 

 

 

 

تنها خيال مي كنيم كه ....

سياهي ، تو  ، من و امثال من و تو !

ببين خيلي ساده است ، من و تو هم مثل خيلي از آدم هاي اطرافمان در سياهي دست و پا

مي زنيم و تنها خيال مي كنيم كه از بقيه كمي به روشني نزديك تريم .

آفتابي پيش رويمان بود كه سالها براي رسيدن به روشناي دلپذيرش تكاپو كرديم و افسوس

ندانستيم كه چراغ  هم گه گاهي سو سويي مي زند و روشني مي بخشد

ولي ...

        كجا تا آفتاب شود؟

 

+ نوشته شده  توسط ميثم کریمی نیا در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386  | 

 

 

 

 

 

چقدر عوض شديم!

 

تا حالا هيچ فكر كردي تو اين چند وقته چقدر عوض شديم!

من يه كم بد دهن تر و تو  يه كم  بي حياتر!

حدس مي زني دليلش چي باشه؟

+ نوشته شده  توسط ميثم کریمی نیا در  شنبه 1 اردیبهشت1386  |