بایگانی ماهیانه: ۸دی۱۳۹۰

smoking-woman

صحنه مملو از تاریکی است

موسیقی

و پروژکتور که روی سن را می کاود

تماشاگران

و این خیال که برای چه باید انتظار بکشند

از لای پرده

کسی سرک می کشد انگار

حالا

ظاهر می شود

بر صحنه

زنی با یک کت و شلوار

به رنگ سیاه

کلاهی بر سر

صورتش را رنگ کرده

درست به رنگ پیراهن و دست کش های سپیدش

کمی چپ و راست صحنه را می کاود

از جعبه سیگار استیلش سیگاری بر لب می گذارد

کبریتی می کشد و بی تفاوت به جمعیت سیگارش را روشن می کند

ریتم موسیقی تغییر می کند

پروژکتور چار گوشه ی صحنه را می کاود

و حالا بر صحنه حاضر می شود

مردی که به تن کردی

کت و دامنی یکدست سپید

صورتش را رنگ کرده

سیاه

درست به سان دست کش ها و کفش های پاشنه بلندش

مرد آرام آرام به زن نزدیک می شود

چرخی به دورش می زند

با چشم خریدار

محو تماشا

و گم در خیالاتش

حالا ریتم موسیقی تغییر می کند

ترکیب نور و موسیقی

ساخته اند حالا

یک فضای دلهره آمیز

که بیننده را می برند به حال و هوای درونی مرد

 .

زن همچنان بی تفاوت

سیگارش را دود می کند

.

مرد گام بر می دارد

به سوی زن

اضطراب می بارد از نگاهش انگار

چشم میدوزد به زن

التماس می کند به زن

و زن…

همچنان بی تفاوت

سیگار  دود می کند پشت سیگار

 .

مرد آخر خسته می شود انگار

کز می کند به گوشه ای

کنج یک دیوار

 .

و زن

لبخند روی صورتش

سیگارش را زیر پا له میکند و از صحنه خارج می شود

و صحنه دوباره غرق سکوت می شود و تاریکی

کسی نفهمید

یک نفر انگار مُرد اینجا!

 .

 .

————————————-

+مدت ها از نوشتن این متن میگذره، بواسطه حال و هوای متفاوتی که با اکثر نوشته های این وبلاگ داره، تا به حال مردد بودم برای عمومی کردنش و البته امشب طلسم شکست!

++موسیقی زمینه این پست آهنگ”Astor Piazzolla  ” اثر  ” Marcin Wyrostek ” و از آلبوم ” Magia del Tango”  انتخاب شده است.

اول كسي كه در عالم شعر گفت«آدم» بود و سبب آن بود كه هابيل مظلوم را قابيل مشئوم بكشت و آدم را داغ غربت و ندامت تازه شد. در مذمت دنيا و مرثيه فرزند شعر گفت!

امير دولتشاه سمرقندي