بایگانی ماهیانه: ۱۵آذر۱۳۸۷

آرام و بی صدا
سرک میکشم
به اتاقی که  ذهن توست
برادرانه  یا هرچه بشود اسمش را گذاشت
این واژه ها تعابیر درستی برای دوست داشتنم نیست
همیشه از این محدودیت واژه ها گله مند بوده ام
دوست داشتنم را حتما می فهمی
پاک و بی غرض
همچون خودت

آرام و بی صدا
سرک میکشم  از لای در
آنقدر نگاهت می کنم
که سر از کاغذ برداری و خودکار بر زمین بگذاری
آنقدر که لبخند را روی لبانت نظاره کنم
و بی صدا تر از آمدنم بروم

شاید در هیچ  طبقه بندی خاصی نگنجم
ولی . . .
دوستانه ، برادرانه و یا هرآنچه بشود تعبیر کرد
می بوسمت!

“خوب یا بد. من همین آوازم که میشنوی”

——————————————————————
+ چی بگم وقتی هیچ واژه ای نیست که  به پاسخ لطفت به زبون بیارم ؟

اول كسي كه در عالم شعر گفت«آدم» بود و سبب آن بود كه هابيل مظلوم را قابيل مشئوم بكشت و آدم را داغ غربت و ندامت تازه شد. در مذمت دنيا و مرثيه فرزند شعر گفت!

امير دولتشاه سمرقندي