می شود زاده شد

هر لحظه
هم قدم تمامی ثانیه های درگذر
می توان جشن گرفت زاد روز تمام لحظه های زیستن را

می توان جوانه زد
شکفت
چونان غنچه ای بهاری

آری اگر تو باشی می شود
می شود روزی هزار بار از نو متولد شد
شکفت و جوانه زد
می توان چشم در چشم روزگار لبخند زد
و شاد بود
فردا و فرداهای دیگر

پس با من باش
نه تنها این لحظه
که تمامی لحظه های زیستن را

 

——————————————————

+این روزا نوشتن برام از سفر به کوه قاف هم سخت تر شده!

++موسیقی متن این پست : La Romanesca, op posth اثر Fernando Sor

 

28 پاسخ به لحظه های زیستن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + شش =

اول كسي كه در عالم شعر گفت«آدم» بود و سبب آن بود كه هابيل مظلوم را قابيل مشئوم بكشت و آدم را داغ غربت و ندامت تازه شد. در مذمت دنيا و مرثيه فرزند شعر گفت!

امير دولتشاه سمرقندي