قبول کن شاعر

اگر جای واژه

گوهر هم بریزی

باز کم می آوری برای وصف رویش

که خوبان نه به وصف

که در خیال هم نگنجند

.

قبول کن شاعر

خدا هم که باشی

 باز قافیه کم می آوری برای گفتن

 .

اینجا چیزی است فراتر

از خیال من

از خیال تو

.

اینجا باید قلم زمین بگذاشت

لب را فرو بست

چشم گشود

…………….و

……………  غرق رویا شد

 .

 اینجا باید شنید

باید دید

باید او شد

 .

قبول کن شاعر

خدا هم که باشی

گاهی تنها باید سکوت کنی…

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

+ آهنگ “بیاد گیتی” از آلبوم “آن روزهای 4 ” اثر  “فرید فرجاد” به عنوان موسیقی زمینه این پست انتخاب شده است.

24 پاسخ به قبول کن شاعر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − یک =

اول كسي كه در عالم شعر گفت«آدم» بود و سبب آن بود كه هابيل مظلوم را قابيل مشئوم بكشت و آدم را داغ غربت و ندامت تازه شد. در مذمت دنيا و مرثيه فرزند شعر گفت!

امير دولتشاه سمرقندي